حکمت گمشده مؤمن است، پس هريک از شما گمشده اش را در هر جا يافت، آن را برگيرد . [امام صادق عليه السلام]
آخرین بازمانده
 RSS |خانه |ارتباط با من| درباره من|پارسي بلاگ
اوقات شرعي

  • بازديد امروز: 0
  • بازديد ديروز: 12
  • مجموع بازديدها: 5714
    » درباره من
    آخرين بازمانده
    مرتضي حسيني[83]
    شما بگوييد

    » پيوندهاي روزانه
    بنياد فرهنگي والي [35]
    [آرشيو(1)]


    » فهرست موضوعي يادداشت ها
    مستبصرين[31]
    تازه ها[30]
    مختلف الاضلاع[21]
    مهدويت[6]

    » آرشيو مطالب
    طرح محرمانه [154]

    » لينک دوستان
    خانه يکدلي
    احساس با تو بودن
    کسي که مثل هيچکس نيست
    تکنولوژي کامپيوتر
    طعم شيرين دو دقيقه
    منطقه 727
    خلوت تنهايي
    فلک را سقف بشکافيم
    همسفر عشق
    وبلاگ تخصصي ترفند
    سئوالهاي منتظر جواب
    تک ستاره
    ترنم
    تا صبح انتظار
    بچه دانشجو !
    ديوانگان حسين
    ضحي

    » لوگوي لينک دوستان










    » وضعيت من در ياهو
    يــــاهـو
    » طراح قالب
    »» + عمر جيم جانسون

                              عمر جيم جانسون



    عمر جيم جانسون يک مسلمان آمريکايي است که در تکساس به دنيا آمده است.


    اولين بار که با اسلام آشناشد از طريق زبان عربي بود که براي آموختن آن به بندر اسکندريه در مصر سفر کرده است.


    در آنجا به فطري بودن دين اسلام پي مي برد.... او دو بار ازدواج کرده است؛ بار اول بادختري انگليسي که مقيد به دين ومذهب نبود ازدواج مي کند؛ او تمام سعي وتلاش خود را به کار مي گيرد تا او را پايبند به مسائل دين وزندگي مشترکشان کند. اما چون در اين کار موفق نمي شود او را طلاق مي دهد. بار دوم با دختري مصري که مبلغ ديني بود ازدواج مي کند وحاصل اين ازدواج پسري به نام مروان است. عمر هم اکنون در زمينه ترجمه کتب اسلامي به انگليسي فعاليت مي کند واز اين طريق مي خواهد به اسلام خدمت کند . بهتر است قصه اسلام آوردنش را از زبان خودش بشنويم.


    عمر جيم جانسون:


    هنگام تحصيل در رشته زبان عربي بود که باا اسلام آشنا شدم. هدف من از آموختن زبان عربي اين بود که مي خواستم از اين طريق بيشتر با اعراب آشنا شوم وهمه ما مي دانيم بين زبان عربي ودين اسلام ارتباط تنگاتنگي وجود دارد. وقتي مي خواستم مسلمان شوم به اين نکته پي بردم که انسانها بالفطره مسلمان هستند؛ من هم از اين قاعده مستشند نبودم يعني وقتي فهميدم تابع عقيده مسيحيت يا يهوديت ويا حتي کمونست هم نيستم اولين کاري که کردم اين بود که اين عقيده که ذاتاً در نهاد انسان نهفته است را تقويت کنم پس اولين کاري که کردم اين بود که به چند کتابفروشي در اسکندريه مراجعه کردم وکتابهايي را در مورد اسلام خريدم, بعد از مدتي خواندن نماز را هم شروع کردم سپس به دانشگاه الأزهر رفتم تا اسلام خودم را اعلام کنم هر چند که ماهها قبل از آن اسلام را به عنوان دين پذيرفته بودم. بعد از مسلمان شدنم  از طرف خانواده ام در آمريکا با هيچ مشکلي مواجه نشدم. پدرم استاد دانشگاه است واز نظر او دين يک ابراز فرهنگي است. اخيرا ديداري با خانواده ام در آمريکا داشتم وسه هفته پيش آنها ماندم ودر اين مدت همواره سعي ام بر اين بوده است که با آنها با اخلاق خوب بر خورد کنم؛ زيرا به نظر من از طريق اخلاق حميده وحسن سلوک مي توانيم ديگران را هم به دين اسلام دعوت کنيم.ادامه مطلب...

    نوشته هاي ديگران ()
    نويسنده متن فوق: » مرتضي حسيني ( يکشنبه 12/3/1387 :: ساعت 6:43 صبح )



    »» ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
    [12/3/1387- 6:43 ص] عمر جيم جانسون
    [آرشيو شده ها]